شیخ :))
خيل عظيمي از مريدان سوي شيخ شدند ...
و ايشان را در حال قيلوله بيافتند ...
پس با نعره هاي فراوان شيخ را بيدار نموده و ايشان را همي خواستند تا از اهميت "
آب " برايشان بگويد ..
شيخ اندكي گريست و سپس بيني خود را با خشتك يكي از مريدان تخليه و تميز نمود
شيخ اندكي گريست و سپس بيني خود را با خشتك يكي از مريدان تخليه و تميز نمود
پس از آن بادي غليظ از اعماق معده خارج همي ساخت و گفت :...
آب بسيار مهم است .. اگر آب نباشد نمي توانيم شنا كنيم و اگر نتوانيم شنا كنيم
غرق مي شويم !!!
مريدان كه هوش و حكمت نگري شيخ را بديدند جامه ها دريده ... خشتك ها جريده و
مريدان كه هوش و حكمت نگري شيخ را بديدند جامه ها دريده ... خشتك ها جريده و
هر يك نعره زنان به سويي روانه شدند !!!!
+ نوشته شده در پنجشنبه چهاردهم آذر ۱۳۹۲ ساعت 15:59 توسط سحر
|